همه ما بارها کلمه سازمان به گوشمان رسیده و گذرمون کم و بیش به سازمانها افتاده و می دونیم وقتی صحبت از سازمان میشه یقینآ با یک ساختمان بزرگ,کلی مدیر و کارمند و یه عالمه کاغذ بازی روبرو هستیم.
ساده ترین تعریفی که میشه برای سازمان ارائه داد را بخوانید.
اجتماع عده ای از افراد که تحت رهبری یک مدیر برای رسیدن به اهداف خاص با یکدیگر همکاری می کنند.
البته با توجه به هدف های سازمان اصول سازمان ها نیز متفاوت می باشد ولی آنچه که دز هر مجموعه ای باید مشاهده شود تا بتوانیم آنرا سازمان نامگذاری کنیم 4 مورد است که بصورت زیر می نویسیم.
1-مجموعه ای از افراد(کارکنان)
2-ساختار منظم
3-اهداف گروهی
4-هماهنگی و همکاری
فکر کنم دیگه لازم نباشه توضیح بدم که خیلی از جاهاییکه به اسم سازمان می شناسیم متاسفانه فقط اسمشو یدک میکشند.
سازمان ها به دسته های مختلفی تقسیم می شوند مثل دولتی یا خصوصی،تولیدی یا خدماتی،رسمی یا غیر رسمی .
سازمان رسمی:نظامی که بر مبنای هدف خاصی تشکیل و در آن حدود وظایف،اختیارات،کانال های ارتباطی و سلسله مراتب از قبل تعیین و مشخص شده و افراد موظف هستند تا خود را با شبکه رسمی منطبق و از آن پیروی نمایند.
تقریبا همان چیزی که در نگاه اول در سازمان ها می بینیم.
سازمان های غیر رسمی:که به محض پیدایش یک سازمان رسمی درون آن بوجود می آید و تجربیات نشان میدهد که این سازمان ها به نحوی که در نوشته های رسمی تحریر و تصریح شده عمل نمی نمایند.زیرا به مجرد گردهمایی افراد در سازمان رسمی،تماس های متعددی جدای از روابط تعیین شده سازمانی بین آنها برقرار میشود که این روابط میتواند بر اثر علایق مشترک،نیاز های مشترک،تنفر از یک پدیده و... باشد.
سازمان های غیر رسمی ممکن است دارای هدف از پیش تعیین شده نباشند و از قانون مندیهای خاص تبعیت نکنند اما واقعیت اینست که آنها درون سازمان رسمی دارای قدرت بالایی هستند.
سازمان های رسمی و غیر رسمی را میتوانیم با هم مقایسه نماییم.
عملکرد:در سازمان رسمی بر اساس قانون مدون و از پیش تعیین شده
در سازمان غیر رسمی بطور طبیعی و پس از پیدایش سازمان رسمی
قدرت:در سازمان رسمی قانون،مسئولیت و اختیار میزان آنرا تعیین می کند.
در سازمان های غیر رسمی درون افراد نهفته است.
پیروی:در سازمان رسمی اجباری است.
در سازمان غیر رسمی تبعیت داوطلبانه است.
اداره سازمان:در سازمان رسمی بر اساس قوانین ومقررات از پیش تعیین شده انجام می گیرد.
در سازمان غیر رسمی رهبر از تمام راه های ممکن سازمان را به هدف می رساند.
برخی فواید سازمانهای غیر رسمی:
باعث تحریک،تهییج،انگیزه و در نتیجه فعالیت بیشتر افراد در سازمان میشود.
از انحراف سازمان از اهداف اصلی و اصیل خود جلو گیری می کند.
جلوی زیاده روی ها،تصمیمات غیر منطقی و یکطرفه مدیریت را می گیرد.
برای افراد گروه،امنیت و موقعیت و رضایت به وجود می آورد.
مطالبی که در بالا گفته شد همان چیز هایی است که در کتب آمده اما براستی این ارتباط و این همسویی بین سازمان رسمی و غیر رسمی وجود دارد؟
اگر همه چیز مثل نوشته های بالا باشدکه اتفاق بسیار خوشایندی است .هر دو سازمان موازی و بطور مکمل کار می کنند و باعث ارتقاء و اعتلای سازمان می شوند.اما اگر سازمان رسمی و مدیران آن در تضاد با سازمان غیر رسمی و رهبران آن باشند،آنوقت چه؟
شاید بتوانیم بگوییم که رابطه جای ضابطه رو گرفته یا باند بازی و تغییرات بی دلیل در پست های سازمانی به وجود بیاید.