بدرقه

به نام خداي بارون

ميدوني وقتي خدا داشت

بدرقت مي کرد بهت چي گفت؟


گفت جايي که ميري مردماني داره که ميشکننت نکنه غصه بخوري !

من همه جا با هاتم تو تنها نيستي .

تو کولبارت عشق ميذارم که بگذري !

قلب ميذارم که جا بدي !

اشک ميذارم که همراهيت کنه !

ومرگ که بدوني برمي گردي پيشم ........!!!!!

 

 

 



 

 

مشتری مداری!

حق با مشتری است.

هدف ما جلب رضایت شماست.

با تشکر از خرید شما و...

امروزه مدیران به منظور بهبود و توسعه عملکرد خود برای ارزشمند ترین سرمایه هایشان که مشتریان هستند اهمیت خاصی قائلند.آنها میکوشند تا ضمن ارتقای مهارت های خود در زمینه مشتری محوری برای شناخت به موقع نیازهای مشتریان برنامه های موثری طرح ریزی کنندو امتیازاتی که مشتری خوهان آن است را در اختیار وی قراردهند.

در زیر به شرح بسیار مختصر این مساله میپردازیم.

۱-درک مشتری

توجه به نیازهای مشتری،پیش بینی نیازها و برآورده کردن انتظارات مشتریان

۲-بازنگری رویکرد

تعیین اهداف مشتری مدار و تمرکز بر آنها وهمچنین توسعه فرآیندهای مشتری مدار مثل حمایت از مشتری و توسعه محصولات وخدمات پس از فروش

۳-جلب رضایت

مشتریان راضی به احتمال زیاد تبدیل به مشتریان وفادار خواهند شد.ایجاد فضایی که کلیه افراد دقت کنند تا بهترین منافع مشتری را درتمامی جوانب کار لحاظ کنند.برقراری ارتباط با مشتری و رسیدگی به شکایات آنها

۴-بهبود عملکرد

کسب منافع پایدار از طریق ایجاد پایگاهی از مشتریان وفادار و پیش بینی نیازهای آتی مشتریان و همچنین تفکری خلاق و استراتژیک برای جذب مشتریان جدید

 

برگرفته از کتاب مشتری مداری نوشته اندی بروس و کن لانگدن

قتل دختربچه به دست پدرش

یه مطلب در مورد مشتری مداری آماده کرده بودم که می خواستم امروز بنویسم.اما خبری که تو چند روز اخیر تقریبا به گوش همه رسیده نظرمو عوض کرد.

پدری که میگن اعتیاد شدیدی به مواد مخدر شیمیایی داشته فرزند ۱۱ سالشو آتش زده.البته اون چند روز قبلش هم قصد داشته با اسلحه دختر بچه رو بکشه که التماس های دختر مانع از انجام اینکار میشه. پدر انگیزشو از قتل انتقام از مادر بچه که از اون جدا شده بود اعلام کرده.

به نظر شما با این پدر باید چیکار کرد؟

نظر من و شما برای قانونگذار مهم نیست! چون طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی هرگاه پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد به پرداخت دیه و مجازات حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم میشود(حکم تعزیری)و قصاصی در کار نیست.البته از لحاظ فقهی هم برای این مساله روایاتی از ائمه نقل شده است در تایید عدم قصاص.

حالا مادر بچه رو تصور کنبد که بعد از چند سال همسر سابقشو(قاتل) در حال خوردن بستنی با رفقاش تو پارک ملت میبینه!

جواب ما به مهر مادری این زن تو جامعه مدنی متمدن با رعایت تساوی حقوق زن و مرد چیه؟؟

اگر این زن اقدام به گرفتن انتقام از مرد بی رحم کنه مجازاتش چیه؟؟

هفته در یک نگاه

بالاخره رییس جمهور امریکا انتخاب شد.

از قول خودم و بقیه به همه اونایی که از بابت به قدرت رسیدن این آقا که تازگی ها فهمیدم خودشو به مسلمونا وصل کرده(به خاطر کلمه حسین تو اسمش)تبریک میگم.

وزیر کشورمونم که استیضاح شد تا ما بفهمیم که مجلس مستقلی داریم و بازی با افکار عمومی و مردم فریبی عاقبت خوبی نداره.یکی رو میشناختم که به خاطر جعل مدرک(اونم یکسال،چون تا سوم دبیرستان خونده بود و مدرک دیپلم جعل کرده بود)از کار دولتی اخراج شد.

حالا دم وزرا گرم که واسه فوق دیپلم تا دکترا به استیضاح قناعت کردند.البته وزیر بنده خدا که تقصیر نداشته ،سر خودشم کلاه رفته.

یه نکته مدیریتی:انسانها ممکنه تو تصمیمات یا عملکردشون اشتباه کنن اما تنبیه ،بازخواست و زیر سوال بردن طرف بسته به جایگاه و موقعیت اجتماعیش داره.

اگه به من وشما پول تقلبی بندازن شاید فقط خنده دار باشه اما اگر به وزیر مدرک تقلبی بندازن...

راستی از اتوبان نیایش رد میشدم دیدم کنار اتوبان کیسه های زرد رنگ شن و نمک گذاشتن.اینکارو شهرداری ۲ سالیه که انجام میده.علاوه بر اون گروههایی رو هم در کمپ هایی مستقر میکنه واسه روزهای برفی تا خدمات سریعتر وبهتر ارایه بشه.فکر کنم کار قشنگیه هم مدیریت بحرانه هم مدیریت منابع انسانی.

 

 

به یاد سهراب

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید،عکس تنهایی خود را در آب

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی،همت کن

و بگو ماهی ها،حوضشان بی آب است.

بکوشید تا بهترین باشید

داستان زیر روایت واقعی از زندگی کیم وو چونگ مدیر شرکت خودرو سازی دوو در سال ۱۹۹۳ میلادی میباشد که در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست به چاپ رسیده.

من در سن ۱۴ سالگی برای امرار معاش خود و خانواده ام روزنامه فروشی میکردم.من معمولا بعد از دریافت روزنامه ها از دفتر بیدرنگ به سمت بازار میدویدم چون اگر در بین راه وقتم را صرف فروش چند روزنامه به رهگذران میکردم،در آن صورت شانس فروش در بازار را از دست میدادم.بنابراین من هر روز اولین روزنامه فروش چابک قدم بازار بودم ولی باز هم نمی توانستم همه بازار را در اختیار بگیرم.زیرا وقت بسیاری از من صرف پرداخت بقیه پول مشتری ها میشد و رقبا به سرعت بقیه بازار را از آن خود میکردند.بنابراین روش جدیدی در پیش گرفتم.از قبل بقیه پول مشتریان را داخل روزنامه میگذاشتم. به این طریق به مرور زمان دو سوم بازار به کنترل من در آمد.با این تفاصیل هنوز هم سایر روزنامه فروش ها به من میرسیدند.من باید تاکتیک خود را عوض میکردم و اینکار را کردم.اینبار وقتی به بازار میرسیدم با سرعت هر چه تمامتر یک روزنامه داخل هر مغازه پرتاب میکردم وسپس در بازگشت و سر فرصت پول روزنامه ها را میگرفتم.به این ترتیب هیچیک از روزنامه فروشها به من نمی رسیدند.البته همه به موقع و در همان روز پول را پرداخت نمی کردند ولی به این طریق می توانستم همه روزنامه هایم را فروخته و در عرض چند روز بدهی خود را پس بگیرم.پس از گذشت ۲ ماه روزنامه فروشهای دیگر عموما از فروش روزنامه در بازار صرفنظر کرده و از آن پس کل بازار را در اختیار داشتم.

افرادی که مایلند جزو برترین ها باشند باید همواره نهایت سعی خود را برای رسیدن به اهدافشان بکار بندند.اگر چه ممکن است جزو بهترینها نباشید ولی به یقین در یک قدمی بهترینها قرار خواهید گرفت.

شهادت رییس مذهب شیعه تسلیت باد

جعفر فرزند محمد و بانو ام فروه امام ششم شیعیان در ۱۷ ربیع الاول ۸۳ ه.ق در مدینه دیده به جهان گشود.به علت صداقت در گفتار به صادق ملقب گردید.ایشان توسط منصور دوانیقی خلیفه عباسی در ۲۵ شوال ۱۴۸ ه.ق در سن ۶۵ سالگی در مدینه به شهادت رسیدند.محل دفن ایشان در بقیع میباشد.

جملات گهرباری از آن حضرت:

اگر در میان مردمان به عدالت رفتار شود همه بی نیاز می شوند.

هفتاد گناه جاهل آمرزیده می شود پیش از آنکه یک گناه عالم آمرزیده شود.

از دو صفت بپرهیز که باعث هلاکت می شود.اول اینکه طبق رای و نظر خویش به مردم فتوی دهی و دوم اینکه به آنچه نمی دانی عقیده پیدا کنی.

سازمان و ساختار آن

 

همه ما بارها کلمه سازمان به گوشمان رسیده و گذرمون کم و بیش به سازمانها افتاده و می دونیم وقتی صحبت از سازمان میشه یقینآ با یک ساختمان بزرگ,کلی مدیر و کارمند و یه عالمه کاغذ بازی روبرو هستیم.

ساده ترین تعریفی که میشه برای سازمان ارائه داد را بخوانید.

اجتماع عده ای از افراد که تحت رهبری یک مدیر برای رسیدن به اهداف خاص با یکدیگر همکاری می کنند.

البته با توجه به هدف های سازمان اصول سازمان ها نیز متفاوت می باشد ولی آنچه که دز هر مجموعه ای باید مشاهده شود تا بتوانیم آنرا سازمان نامگذاری کنیم 4 مورد است که بصورت زیر می نویسیم.

1-مجموعه ای از افراد(کارکنان)

2-ساختار منظم

3-اهداف گروهی

4-هماهنگی و همکاری

فکر کنم دیگه لازم نباشه توضیح بدم که خیلی از جاهاییکه به اسم سازمان می شناسیم متاسفانه فقط اسمشو یدک میکشند.

سازمان ها به دسته های مختلفی تقسیم می شوند مثل دولتی یا خصوصی،تولیدی یا خدماتی،رسمی یا غیر رسمی .

سازمان رسمی:نظامی که بر مبنای هدف خاصی تشکیل و در آن حدود وظایف،اختیارات،کانال های ارتباطی و سلسله مراتب از قبل تعیین و مشخص شده و افراد موظف هستند تا خود را با شبکه رسمی منطبق و از آن پیروی نمایند.

تقریبا همان چیزی که در نگاه اول در سازمان ها می بینیم.

سازمان های غیر رسمی:که به محض پیدایش یک سازمان رسمی درون آن بوجود می آید و تجربیات نشان میدهد که این سازمان ها به نحوی که در نوشته های رسمی تحریر و تصریح شده عمل نمی نمایند.زیرا به مجرد گردهمایی افراد در سازمان رسمی،تماس های متعددی جدای از روابط تعیین شده سازمانی بین آنها برقرار میشود که این روابط میتواند بر اثر علایق مشترک،نیاز های مشترک،تنفر از  یک پدیده و... باشد.

سازمان های غیر رسمی ممکن است دارای هدف از پیش تعیین شده نباشند و از قانون مندیهای خاص تبعیت نکنند اما واقعیت اینست که آنها درون سازمان رسمی دارای قدرت بالایی هستند.

سازمان های رسمی و غیر رسمی را میتوانیم با هم مقایسه نماییم.

عملکرد:در سازمان رسمی بر اساس قانون مدون و از پیش تعیین شده

           در سازمان غیر رسمی بطور طبیعی و پس از پیدایش سازمان رسمی

قدرت:در سازمان رسمی قانون،مسئولیت و اختیار میزان آنرا تعیین می کند.

        در سازمان های غیر رسمی درون افراد نهفته است.

پیروی:در سازمان رسمی اجباری است.

         در سازمان غیر رسمی تبعیت داوطلبانه است.

اداره سازمان:در سازمان رسمی بر اساس قوانین ومقررات از پیش تعیین شده انجام می گیرد.

                  در سازمان غیر رسمی رهبر از تمام راه های ممکن سازمان را به هدف می رساند.

برخی فواید سازمانهای غیر رسمی:

باعث تحریک،تهییج،انگیزه و در نتیجه فعالیت بیشتر افراد در سازمان میشود.

از انحراف سازمان از اهداف اصلی و اصیل خود جلو گیری می کند.

جلوی زیاده روی ها،تصمیمات غیر منطقی و یکطرفه مدیریت را می گیرد.

برای افراد گروه،امنیت و موقعیت و رضایت به وجود می آورد.

مطالبی که در بالا گفته شد همان چیز هایی است که در کتب آمده اما براستی این ارتباط و این همسویی بین سازمان رسمی و غیر رسمی وجود دارد؟

اگر همه چیز مثل نوشته های بالا باشدکه اتفاق بسیار خوشایندی است .هر دو سازمان موازی و بطور مکمل کار می کنند و باعث ارتقاء و اعتلای سازمان می شوند.اما اگر سازمان رسمی و مدیران آن در تضاد با سازمان غیر رسمی و رهبران آن باشند،آنوقت چه؟

شاید بتوانیم بگوییم که رابطه جای ضابطه رو گرفته یا باند بازی و تغییرات بی دلیل در پست های سازمانی به وجود بیاید.