بکوشید تا بهترین باشید

من در سن ۱۴ سالگی برای امرار معاش خود و خانواده ام روزنامه فروشی میکردم.من معمولا بعد از دریافت روزنامه ها از دفتر بیدرنگ به سمت بازار میدویدم چون اگر در بین راه وقتم را صرف فروش چند روزنامه به رهگذران میکردم،در آن صورت شانس فروش در بازار را از دست میدادم.بنابراین من هر روز اولین روزنامه فروش چابک قدم بازار بودم ولی باز هم نمی توانستم همه بازار را در اختیار بگیرم.زیرا وقت بسیاری از من صرف پرداخت بقیه پول مشتری ها میشد و رقبا به سرعت بقیه بازار را از آن خود میکردند.بنابراین روش جدیدی در پیش گرفتم.از قبل بقیه پول مشتریان را داخل روزنامه میگذاشتم. به این طریق به مرور زمان دو سوم بازار به کنترل من در آمد.با این تفاصیل هنوز هم سایر روزنامه فروش ها به من میرسیدند.من باید تاکتیک خود را عوض میکردم و اینکار را کردم.اینبار وقتی به بازار میرسیدم با سرعت هر چه تمامتر یک روزنامه داخل هر مغازه پرتاب میکردم وسپس در بازگشت و سر فرصت پول روزنامه ها را میگرفتم.به این ترتیب هیچیک از روزنامه فروشها به من نمی رسیدند.البته همه به موقع و در همان روز پول را پرداخت نمی کردند ولی به این طریق می توانستم همه روزنامه هایم را فروخته و در عرض چند روز بدهی خود را پس بگیرم.پس از گذشت ۲ ماه روزنامه فروشهای دیگر عموما از فروش روزنامه در بازار صرفنظر کرده و از آن پس کل بازار را در اختیار داشتم.
افرادی که مایلند جزو برترین ها باشند باید همواره نهایت سعی خود را برای رسیدن به اهدافشان بکار بندند.اگر چه ممکن است جزو بهترینها نباشید ولی به یقین در یک قدمی بهترینها قرار خواهید گرفت.